محمدتقى نورى

283

اشرف التواريخ ( فارسي )

بحر لرزان بود ، به سردارى حسين قلى خان و پير قلى خان قاجار ، ( 139 ) مأمور به بادكوبه و معاونت محصورين آن ديار و مدافعهء روسيه خذلان شعار نمودند . از نوادر اتّفاقات ، سردار روس از تسخير بادكوبه مأيوس و كام و ناكام از دور قلعه برخاسته ، مرحله‌پيماى طريق « 1 » ادبار بود كه بىخبر در آن‌طرف مغان « 2 » لشكر اسلام با عساكر « 3 » ظلام مصادف و نايرهء قتال و جدال اشتعال يافته ، با اينكه هردو لشكر از آيين حزم دور افتاده ، بىقاعده راه مىپيمودند ، بنابر تباين دين و مذهب و اختلاف طريقه و « 4 » ملّت چنان حرب صعبى اتفاق افتاد كه معركه‌آراى سپهر بدان گونه رزمى نديده و سپهدار چرخ اخضر چنان گيرودارى مشاهده ننموده . سرهاى مبارزان چون گوى در ميدان گردان و تن‌هاى بهادران در خاك و خون غلتان ، تنور حرب چنان برافروخت كه خاروخاشاك وجود بهادران يكسر بسوخت . درياى خون در هيجان و رود ارس ديگر در ميان روان گرديد . چون هميشه ظفر دو اسبه پيشرو جنود اقبال و خصم تيره‌روز بداختر قرين نكال و و بال مىباشند ، « 5 » از قوّت اسلام و از نيروى « 6 » پادشاه سكندر غلام و امداد بواطن قدسى ، مواطن ائمهء اثنا عشر - عليهم السلام - سپاه اسلام ( 109 ب ) بر طغات « 7 » ظلام غلبه نموده ، تيغ در ايشان نهاده ، جمعى كثير و جمعى غفير از آن گروه شرير طعمهء شمشير غازيان شيرگير و اسير « 8 » سرپنجهء تقدير شده ، لواى بخت ايشپخدر ( 140 ) نگونسار و در آن گيرودار به دست يكى از مبارزان سپاه ظفر شعار علف شمشير آتشبار شد . « 9 » علم اقبال كفرهء روس نگون و سردار آن گروه غدّار با بعضى از مشاهير ايشان غريق لجّهء خون و بقية السّيف مجروح و محزون خود را به توپخانه كشيده ، آنجا را مأمن و به مدافعه پرداختند و جنگ گريز خود را به دريا رسانيده ، كشتىنشين بحر ادبار و رهنورد ساحل فرار ( 110 الف ) گرديدند . اجناد ظفرقرين به جمع‌آورى سر و اخترمه آن گروه بدآيين

--> ( 1 ) . مج : وادى . ( 2 ) . مج : مغان قريب . ( 3 ) . مج : عسكر . ( 4 ) . مج : اختلاف قواعد و قوانين . ( 5 ) . مج : مىباشد . ( 6 ) . مج : نيروى اقبال . ( 7 ) . مج : طغاة . ( 8 ) . مج : اسر . ( 9 ) . مج : « شد » ندارد .